مردي از قبيله خثعم نزد رسول خدا آمد و گفت : «منفورترين کار نزد خداوند چيست ؟».فرمود : «شرک ورزيدن به خداوند» .پرسيد : «پس از آن چيست ؟».فرمود : «بُريدن از خويشان» .پرسيد : «پس از آن چيست ؟».فرمود : «امر به منکر و نهي از معروف» . [.عبداللّه بن محمّد ـ به نقل از امام صادق عليه السلام ـ]

انتظار فرج

Powerd by: Parsiblog ® team.
+ فرمايشات امام خميني (ره) در باره امام زمان (عج)(سه‏شنبه 3 ارديبهشت 1387 ساعت 2:34 صبح )

فرمايشات امام خميني (ره) در باره امام زمان (عج)

  شما الان تحت نظر خدا و تحت نظر امام زمان (سلام الله عليه) هستيد، ملائکه ، شما را مراقبت مي کنند، نامه اعمال شما را به امام زمان (عليه السلام) عرضه مي دارند. 
  شايد اين وصفي که براي حضرت صاحب (سلام الله عليه) ذکر شده است دنبال همين آيه شريفه که مي فرمايد که:
« قل انما اعظکم بواحدة أن تقوموا لله مثني و فرادي »

 
دنبال  همين معنا باشد که همه بايد قيام بکنيم، قيام واحد که بالاترين قيام همان آن شخص واحداست و همه قيام ها بايد دنبال آن قيام باشد و قيام لله باشد. 
  مي گويند «والعصر ان الانسان لفي خسر» عصر، انسان کامل است، امام زمان (سلام الله عليه) است يعني عصاره همه موجودات. قسم به عصاره همه موجودات يعني قسم به  انسان کامل
« ان الانسان لفي خسر» 
  حالا ببينيد که تحت مراقبت هستيد. نامه اعمال ما مي رود پيش امام زمان (سلام الله عليه) هفته اي دو دفعه، به حسب روايت; من مي ترسم ما که ادعاي اين را داريم که تبع اين بزرگوار هستيم، شيعه اين بزرگوار هستيم، اگر نامه اعمال را ببيند و مي بيند تحت مراقبت خداست نعوذ بالله شرمنده  بشود. شما اگر يک فرزندتان خلاف بکند شما شرمنده مي شويد، اگر اين نوکر شما خلاف بکند شما شرمنده ايد. در جامعه آدم شرمنده مي شود که پسرش اين کار را کرده يا  نوکرش اين را کرد يا اتباعش اين کار را کرده. من خوف دارم که کاري بکنيم که امام زمان (سلام الله عليه) پيش خدا شرمنده بشود. نکند يک وقت خداي نخواسته يک کاري از ماها  صادربشود که وقتي نوشته برود، نوشته هائي که ملائکة الله مراقب ما هستند، رقيب هستند، هر انساني رقيب دارد و مراقبت مي شود، ذره هائي که بر قلب هاي شما مي گذرد  رقيب دارد، چشم ما رقيب دارد، گوش ما رقيب دارد، زبان ما رقيب دارد، قلب ما رقيب دارد. کساني که مراقبت مي کنند اينها را، نکند که خداي نخواسته از من و شما و ساير دوستان  امام زمان (سلام الله عليه) يک وقت چيزي صادر بشود که موجب افسردگي امام زمان (سلام الله عليه) باشد. مراقبت کنيد از خودتان، پاسداري کنيد از خودتان. اگر بخواهيد اين پاسداري شما، در دفتري که پاسداران صدر اسلام در او ثبت است در آن دفاتر ثبت بشود، همانطور که  آنهاپاسداري مي کردند از خودشان، شما هم از خودتان پاسداري کنيد تا ثبت بشود آنجا.    در بعضي روايات که من حالا نمي دانم صحت و سقمش را، هست که يکي از چيزهاي مستحب اين است که مومنين در حال انتظار اسلحه هم داشته باشند، اسلحه مهيا، نه اينکه  اسلحه را بگذارند کنار و بنشينند منتظر، اسلحه داشته باشند براي اينکه با ظلم مقابله کنند، با جور مقابله کنند. تکليف است، نهي از منکر است، به همه ما تکليف است که بايد  مقابله کنيم با اين دستگاه هاي ظالم خصوصا دستگاه هائي که با اساس مخالفند.    مبادا يک وقتي نامه عمل شما برود پيش امام زمان (سلام الله عليه) و آنجا گفته بشود به امام زمان که اين پاسدارهاي شما، و ايشان سرشکسته بشوند ، آقا مساله مهم است. قضيه، قضيه کشت و کشتار نيست، قيام و نهضت ما، نهضت يک رژيم طاغوتي نيست، قيام و نهضت ما يک نهضت انساني است، يک نهضت اسلامي است، ما به کتاب و  سنت مي خواهيم عمل بکنيم، شما به کتاب و سنت بايد عمل بکنيد.    از خداوند تعالي مسئلت مي کنم که ظهور ولي عصر (سلام الله عليه) را نزديک فرمايد و چشم هاي ما را به جمال مقدسش روشن. ما همه انتظار فرج داريم و بايد در اين انتظار،  خدمت کنيم. انتظار فرج، انتظار قدرت اسلام است و ما بايد کوشش کنيم تا قدرت اسلام در عالم تحقق پيدا بکند و مقدمات ظهور انشاء الله تهيه بشود.    وقتي نامه هاي ما را بردند پيش امام زمان (سلام الله عليه) (در روايات هست که هر هفته مي برند ، هفته اي دو دفعه) وقتي که مي برند، اعمال ما جوري باشد که نمايش از اين  بدهد که ما تابعيم، ما آنطور نيست که خودسر بخواهيم يک کاري را انجام بدهيم.    من خيلي ناراحت گاهي مي شوم از اينکه مثلا امام عصر (سلام الله عليه) را مي گويند سلطان السلاطين، خليفه الله است.    شما بدانيد که اگر امام زمان (سلام الله عليه) حالا بيايد، باز اين قلم ها مخالفند با او.    بايد ما بگوئيم که عيد شعبان، عيد تولد حضرت مهدي (سلام الله عليه) بزرگترين عيد است براي تمام بشر... وقتي که ايشان ظهور کنند انشاء الله (خداوند تعجيل کند در ظهور او)  تمام بشر را از انحطاط بيرون مي آورد، تمام کجي ها را راست مي کند... ايشان مامورند براي اينکه تمام اين کجي ها را مستقيم کنند و تمام اين انحرافات را برگردانند به اعتدال که  واقعا صدق بکند يملأ الارض عدلاً بعد ما ملئت جورا از اين جهت اين عيد، عيد تمام بشر است، بعد از اينکه آن اعياد، اعياد مسلمين است اين عيد، عيد تمام بشر است، تمام بشر را ايشان هدايت خواهند کرد انشاء الله و ظلم و جور را از تمام روي زمين بر مي دارند به همان معناي مطلقش.    به ما اين وعده را داده اند که در يک وقتي که امام زمان (سلام الله عليه) ظهور کند، اين اختلافات از بين مي رود و همه برادروار با هم هستند.    قضيه غيبت حضرت صاحب، قضيه مهمي است که به ما مسائلي مي فهماند من جمله اينکه براي يک همچو کار بزرگي که در تمام دنيا عدالت به معناي واقعي اجرا بشود در تمام  بشر نبوده کسي الامهدي موعود (سلام الله عليه) که خداي تبارک و تعالي او را ذخيره کرده است براي بشر آن کسي که به اين معنا موفق خواهد شد و عدالت را در تمام دنيا اجر  خواهد کرد، نه آن هم اين عدالتي که مردم عادي مي فهمند که فقط قضيه عدالت در زمين براي رفاه مردم باشد بلکه عدالت در تمام مراتب انسانيت، انسان اگر هر انحرافي پيدا کند،  انحراف عملي، انحراف روحي،
انحراف عقلي،برگرداندن اين انحرافات را به معناي خودش اين ايجاد عدالت است درانسان،اگر اخلاقش اخلاق منحرفي باشد، از اين انحراف وقتي به اعتدال برگردد اين عدالت دراو  تحقق پيدا کرده است.اگر در عقائد يک انحرافاتي و کجي هايي باشد، برگرداندن آن عقايد کج به يک عقيده صحيح وصراط مستقيم،اين ايجاد عدالت است درعقل انسان.در زمان ظهور  مهدي موعود (سلام الله عليه) که خداوندذخيره کرده است او را از باب اينکه هيچ کس در اولين و آخرين، اين قدرت برايش نبوده است و فقط براي حضرت مهدي موعود بوده است که  تمام عالم را، عدالت را در تمام عالم گسترش بدهد و آن چيزي که انبيا موفق نشدند به آن با اينکه براي آن خدمت آمده بودند،خداي تبارک و تعالي ايشان را ذخيره کرده است که  همان معنايي که همه انبيا آرزو داشتند، لکن موانع اسباب اين شد که نتوانستند اجرا بکنند و همه اوليا آرزو داشتند و موفق نشدند که اجرا بکنند، به دست اين بزرگوار اجرا بشود..... اگر مهدي موعود هم مثل ساير اوليا به جوار رحمت حق مي رفتند، ديگر در بشر کسي نبوده است که اين اجراء عدالت را بکند، نمي توانسته و اين يک موجودي است که ذخيره شده  است براي يک همچو مطلبي.    من نميتوانم اسم رهبر روي ايشان بگذارم،بزرگترازاين است،نميتوانم بگويم که شخص اول است براي اينکه دوميدرکار نيست، ايشان رانمي توانيم ما با هيچ تعبيري تعبيرکنيم الا  همينکه مهدي موعود است،آني است که خدا ذخيره کرده است براي بشر.    چه مبارک است ميلاد بزرگ شخصيتي که برپا کننده عدالتي است که بعثت انبيا (عليهم السلام) براي آن بود و چه مبارک است زاد روز ابرمردي که جهان را از شر ستمگران و  دغلبازان تطهير مي نمايد و زمين را پس از آنکه ظلم و جور آن را فرا گرفته پر از عدل و داد مي نمايد و مستکبران جهان را سرکوب و مستضعفان جهان را وارثان ارض مي نمايد. و چه  مسعود و مبارک است روزي که جهان از دغلبازي ها و فتنه انگيزي ها پاک شود و حکومت عدل الهي بر سراسر گيتي گسترش يابد و منافقان و حيله گران از صحنه خارج شوند و پرچم عدالت و رحمت حق تعالي بر بسيط زمين افراشته گردد و تنها قانون عدل  اسلامي بر بشريت حاکم شود و کاخ هاي ستم و کنگره هاي بيداد فرو ريزد و آنچه غايت بعثت انبيا (عليهم صلواه الله) و حاميان اوليا (عليهم السلام) بوده تحقق يابد و برکات حق  تعالي بر زمين نازل شود و قلم هاي ننگين و زبان هاي نفاق افکن شکسته و بريده شود و سلطان حق تعالي بر عالم پرتو افکن گردد و شياطين و شيطان صفتان به انزوا گرايند و  سازمان هاي دروغين حقوق بشر از دنيا بر چيده شوند و اميد است که خداوند متعال آن روز فرخنده را به ظهور اين مولود فرخنده هر چه زودتر فرا رساند و خورشيد هدايت و امامت را  طالع فرمايد.   دست عنايت خداي تبارک و تعالي به سر اين ملت کشيده شده است و ايمان آنها را تقويت فرموده است که يکي از علائم ظهور بقيه الله اروحنا فداه است. و در حکومت عدل بقيه الله هم عدالت جاري مي شود، لکن حب هاي نفساني در بسياري از قشرها باقي است و همان حب هاي نفساني است که بعضي روايات هست که حضرت  مهدي (سلام الله عليه) را تکفير مي کنند.   درزمان حضرت صاحب (سلام الله عليه) هم که ايشان با تمام قدرت مي خواهند عدل را اجرا نمايند،با اين ترتيب نميشودکه هيچ کس حتي خلاف پنهاني هم نکند.و بالاخره همان  ها هم که مخالف هستند حضرت صاحب را شهيد ميکنند.  آنان به يقين مورد تقدير ناجي بشريت وبر پا کننده عدل الهي درسراسر گيتي روحي لتراب مقدمه الفداء مي باشند.   مهدي منتظر در لسان اديان و به اتفاق مسلمين از کعبه ندا سر مي دهد و بشريت را به توحيد مي خواند.    چه بسا که اين تحول و دگرگوني، در مشرق زمين و سپس در مغرب و اقطار عالم تحقق يابد «وليس من الله بمستنکر» که دهر را در ساعتي بگنجاند و جهان را به مستضعفان، اين  وارثان ارض بسپارد و آفاق را به جلوه الهي ولي الله الاعظم صاحب العصر ارواحنا له الفداء روشن فرمايد و پرچم توحيد و عدالت الهي را در عالم بر فراز کاخ هاي سپيد و سرخ مراکز  ظلم و الحاد و شرک به اهتزاز در آورد. «وما ذلک علي الله بعزي».    و من اميدوارم که انشاء الله برسد روزي که آن وعده مسلم خدا تحقق پيدا کند و مستضعفان مالک ارض بشوند. اين مطلب وعده خداست و تخلف ندارد، منتها آيا ما درک کنيم يا  نکنيم، آن به دست خداست. ممکن است در يک برهه کمي وسايل فراهم بشود و چشم ما روشن بشود به جمال ايشان. اين چيزي که ما در اين وقت، در اين عصر وظيفه داريم، اين  مهم است. همه انتظار داريم وجود مبارک ايشان را، لکن با انتظار تنها نمي شود، بلکه با وضعي که بسياري دارند، انتظار نيست.    اينهايي که مي گويند که هر علمي بلند بشود و / هر حکومتي / خيال کردند که هر حکومتي باشد اين بر خلاف انتظار فرج است، اينها نمي فهمند چي دارند مي گويند... ما اگر  فرض مي کرديم دويست تا روايت هم در اين باب داشتند، همه را به ديوار مي زديم براي اين که خلاف آيات قرآن است. اگر هر روايتي بيايد که نهي از منکر را بگويد نبايد کرد، اين را  بايد به ديوار زد، اين گونه روايت قابل عمل نيست.    يک دسته ديگري بودند که انتظار فرج را مي گفتند اين است که ما کار نداشته باشيم به اين که در جهان چه مي گذرد، بر ملت ها چه مي ذرد، بر ملت ما چه مي گذرد، به اين  چيزها ما کار نداشته باشيم ما تکليف هاي خودمان را عمل مي کنيم، براي جلوگيري از اين امور هم خود حضرت بيايندانشاء الله درست ميکنند ديگر ماتکليفينداريم،تکليف ما همين است که دعا کنيم ايشان بيايند وکاري به کارآنچه دردنياميگذرد يا درمملکت خودمان ميگذرد نداشته  باشيم اينها هم يک دسته اي،مردمي بودندکه صالح بودند.
يک دسته اي مي گفتند که خوب بايد عالم پرمعصيت بشود تا حضرت بيايد ما بايد نهي از منکر نکنيم، امر به معروف هم نکنيم تا مردم هر کاري مي خواهند بکنند، گناه ها زياد بشود که
 فرج نزديک بشود. يک دسته اي از اين بالاتر بودند مي گفتند بايد دامن زد به گناه ها، دعوت کرد مردم را به گناه تا دنيا پر از جور و ظلم بشود و حضرت (سلام الله عليه) تشريف بياورند. اين هم يک  دسته اي بودند که البته در بين اين دسته منحرف هايي هم بودند، اشخاص ساده لوح هم بودند، منحرف هايي هم بودند که براي مقاصدي به اين دامن مي زدند. يک دسته ديگري بودند که مي گفتند که هر حکومتي اگر در زمان غيبت محقق بشود، اين حکومت باطل است و بر خلاف اسلام است. آنها مغرور بودند، آنهايي که بازيگر نبودند مغرور بودند به بعض رواياتي که وارد شده است بر اين امر که هر علمي بلند بشود قبل از ظهور حضرت، آن علم، علم باطل  است آنها خيال کرده بودند که نه، هر حکومتي باشد، در صورتي که آن روايات که هر کس علم بلند کند علم مهدي، به عنوان مهدويت بلند کند... ما اگر دستمان ميرسيد قدرت داشتيم بايد برويم تمام ظلم وجورها را از عالم برداريم،تکليف شرعي ماست منتها ما نميتوانيم: ايني که هست اين است که حضرت عالم را پرميکند  از عدالت، نه شما دست برداريد از اين تکليفتان، نه اينکه شما ديگر تکليف نداريد.    و لهذا مي بينيد فساد در آن وقت بود و حالا هم هست و تا آخر هم خواهد بود بله، در زمان حضرت صاحب (سلام الله عليه) حکومت واحد مي شود، قدرت حکومت... عدالت يک  عدالت اجتماعي در همه عالم مي آيد اما نه اين که انسان ها بشوند يک انسان ديگر، انسان ها همان ها هستند که يک دسته شان خوبند، يک دسته شان بد، منتها آنهايي که بد هستند ديگر نمي توانند که کارهاي خلاف بکنند.    يکي مي خواهد که بيايد احياء کند اين افکار را و من اميدوارم که انشاء الله حضرت بقيه الله زودتر تشريف بياورند و اين طبيب واقعي بشر، با آن دم مسيحائي خود اصلاح کند اينها را.    روز جمعه به وليّ امر (عج) ، متعلّق است.    فقها از طرف امام (عليه السلام) حجت بر مردم هستند.    کسي که در زمان حضرت صاحب (عج)  باشد و با نواب اربعه روابط داشته باشد و به حضرت نامه بنويسد و جواب دريافت کند به اين موضوع توجه دارد که در فراگرفتن مسائل به چه  اشخاص بايد رجوع کرد.    اسحاق بن يعقوب نامه اي براي حضرت ولي عصر (عج)  مي نويسد و از مشکلاتي که برايش رخ داده سؤال ميکند،ومحمد بن عثمان عمري ـ نماينده آن حضرت ـ نامه را ميرساند.جواب نامه به خط مبارک صادر ميشود که... در حوادث وپيشامدها به راويان حديث ما رجوع کنيد، زيرا  آنان حجت من برشمايند و من حجت خدايم...    از غيبت صغري تا کنون که هزار و چند صد سال مي گذرد و ممکن است صد هزار سال ديگر بگذرد و مصلحت اقتضا نکند که حضرت تشريف بياورد، در طول اين مدت مديد احکام
 اسلام بايد زمين بماند و اجرا نشود؟ و هر که هر کاري خواست بکند؟ هرج و مرج است؟! قوانيني که پيغمبر اسلام در راه بيان و تبليغ و نشر و اجراي آن بيست و سه سال زحمت  طاقت فرسا کشيد فقط براي مدت محدودي بود؟ آيا خدا اجراي احکامش را محدود کرد به دويست سال؟ و پس از غيبت صغري اسلام ديگر همه چيزش را رها کرده است؟ اعتقاد به چنين مطالبي يا اظهار آنها بدتر از اعتقاد و اظهار منسوخ شدن اسلام است.    معناي نداشتن حکومت اين است که تمام حدود و ثغور مسلمين از دست برود، و ما با بي حالي دست روي دست بگذاريم که هر کاري مي خواهند بکنند؟ و ما اگر کارهاي آنها را  امضاء نکنيم رد نمي کنيم. آيا بايد اينطور باشد؟ يا اين که حکومت لازم است و اگر خدا شخص معيني را براي حکومت در دوره غيبت تعيين نکرده است لکن آن خاصيت حکومتي را که از  صدر اسلام تا زمان حضرت صاحب (عج)  موجود بود براي بعد از غيبت هم قرار داده است. 


» شهرام حويزه
»» نظرات ديگران ( نظر)

+ شهداي واقعه بمب گذاري حسينيه سيد الشهداء (ع)(يکشنبه 25 فروردين 1387 ساعت 4:44 عصر )

 


www.rahpouyan.com


» شهرام حويزه
»» نظرات ديگران ( نظر)

+ http://www.atrenarges313.parsiblog.com(جمعه 23 فروردين 1387 ساعت 5:24 عصر )







اين متن را از وبلاگ سادات مي باشد اما خطاب به شهيد بايد عرض شود که بعد از شهادتت چه ها شد که نگو و نپرس الان زمينه گناه هم که فراهم نباشه خود ادما زمينه رو اماده مي کنن

داستان پسر دکتري که همانند يوسف عليه السلام در مقابل شهوت استقامت کرد و در آخر به شهادت رسيد.



______________________________________________________



اين نامه در ارديبهشت 66 در مجله ي زن روزچاپ شد .



( برگرفته از کتاب کرامات و حکايات عاشقان خدا(جلد 2 )- جبرائيل حاجي زاده - و از سخنراني دانشمند محترم حاج شيخ حسين انصاريان موضوع نوار : مبارزه با شهوت - پسر دکتر )



______________________________________________________



بنام خداوند بخشنده ي مهربان



خدمت خواهران و برادران عزيز و گراميم در مجله مفيد و پر بار زن روز ، سلام مرا از اين فاصله دور پذيرا باشيد ، آرزو مي کنم که در تمام مراحل زندگيتان موفق و مويد و سلامت باشيد . دليل اينکه امروز در اين هواي باراني اين برادر کوچک شما تصميم گرفت با شما درد دل کند  مشکل بزرگيست که بر سر راهش قرار گرفته است ، جريان را برايتان بازگو ميکنم .



من پسري 17 ساله هستم ، و در خانواده اي مرفه و ثروتمند زندگي مي کنم ، اما چه ثروتي که مي خواهم سر به تنش نباشه ، پدر و مادر من هر دو پزشک هستند و صبح زود تا پاسي از شب در خارج از منزل سپري مي کنند ، تازه وقتي هم به خانه مي آيند از بس که خسته و کوفته هستند زود مي روند و مي خوابند . اصلا در طول روز يک بار هم از خود سؤال نمي کنند که پسرمان کجاست ، حال چه کار ميکنند و با چه کسي رفت و آمد مي کنند (بماند ) اما خوشبختان و به حول وقوه الهي من پسري نيستم که از اين موقعيتها سو استفاده کنم و خودم را به منجلاب فساد بکشانم . البته اين مشکل اصلي نيست چون من ديگر به اين بي توجهي ها عادت کرده ام و اين که آنان به من کاري ندارند که کجا مي روم و چه مي پوشم و با کي برمي گردم توجهي نمي کنند. بلکه مشکل اصلي من از حدود يکسال پيش شروع شد. پدر و مادرم به دليل اينکه من تنها بچه خانواده هستم و ضمنأ وضع ماديشان خوب است دختر خاله ام را که در خانواده اي متوسط زندگي مي کند به فرزندي که چه عرض کنم به سرپرستي قبول کردند . البته لازم به تذکر است که دختر خاله ام هم سن خود من است بعد از آن تاريخ به بعد مشکل من شروع شد و خانه آرام و ساکت ما که در آن در طول روز کسي جز من در آن زندگي نمي کرد تبديل به زندگي پسري شد که سعي در دور کردن هواي نفس دارد با دختري که به مراتب از شيطان هم پست تر و گنه کار تر و حرفه اي تر است . تمام کارهاي دختر خاله ام را در يک جمله خلاصه مي کنم درخواست از من براي انجام بزرگترين گناه کبيره . مي دانم حتما منظورم را فهميده ايد و لازم به توضيحات اضافي نيست . همان طور که گفتم پدر و مادرم حدود 17 ساعت از روز را در بيرون از منزل بسر مي برند ، يعني 6 صبح تا 11 شب من هم از 7 صبح تا 1 بعد از ظهر مشغول تحصيل هستم يعني حدود 10 ساعت از روز را با دختر خاله ام در خانه تنها هستم و همانطور که گفتم دختر خاله ام يک لحظه مرا تنها نمي گذارد ، دايمأ در من فکر گناه مي اندازد ، بارها در طول روز ، از من درخواست گناه ميکند ، البته من پسري نيستم که تسليم خواهش و هوسهاي او شوم ، هميشه سعي مي کنم که خودم را از او دور کنم ولي او مانند شيطان است که سد راه هر انساني ظاهر شود تا او را در دورن قعر جهنم پرتاب مي کند ، براي همين است که من از او احتزار مي کنم ولي او دست از سر من بر نمي دارد ، تو را به خدا کمکم کنيد. چطور جواب حرفهاي چرب و نرم او را بدهم ؟ من بعضي وقتها فکر مي کنم که او شيطانيست که از آسمان به زمين آمده تا تمام عبادات چندين ساله مرا دود و نابود کند . و سپس دوباره به آسمان برگردد .



خواهران عزيز کمکم کنيد . من چطور مي توانم او را از سر راه بردارم . هر چه به او مي گويم دست از سرم بردار ، گوشش بدهکار نيست ف هر چه به او مي گويم شخصيت زن اين نيست که تو داري انجام مي دهي گوش نمي کند، مي ترسم عاقبت ، کاري دست من بدهد ، دوست ندارم که تسليم او شوم ، باور کنيد بعضي وقتها من را تهديد هم مي کند , البته فکر مي کنم که همه اين بدبختيها از ناحيه اوست ، روزي هزار بار از خدا درخواست مي کنم که مرا حفظ کند ، دوست داشتم در خانواده اي عظيم النفس زندگي مي کردم ، دوست داشتم زشت ترين آدم روي زمين بودم از نظر قيافه ، ولي گير اين دختر خاله شيطان صفت نمي افتادم که نمي گذارد من قبل از ازدواجم پاک بمانم ، تا حالا من تسليم او نشدم ولي مي ترسم بالاخره مرا وادار به تسليم کند ، مگذاريد اين برادرتان پاکي خود را از دست بدهد ، بگوييد به او چه بگويم ؟ چطور او را ارشاد کنم تا دست از هواي نفس خود بردارد و من را اين همه آزار ندهد و من فکر نمي کنم که ميان گذاشتن اين مسئله با پدر و مادرم فايده اي داشته باشد چون هيچ عکس العملي نشان نمي دهند چون رفتار آنها در بيرون از خانه دست کمي از رفتار دختر خاله ام ندارد .اميدوارم که هر چه زودتر مرا کمک کنيد .



خواهران گرامي جواب نامه ام را به اين آدرس به صورت کتبي بدهيد که قبلا تشکر و سپاس گذاري مي کنم .



اين نامه اولش با خط خودش که کليشه کردند و چاپ کردند.



اما نامه دوم ، اين نامه دوم شنيدنيه !!:



بَه بَه بَه ، اين نامه دومش را بعد از شهادتش چاپ کرده اند توي جبهه شهيد شده است ، اين نامه مال بعد از شهادتشه .



جوانها نگيد نميشه ، برادران نگيد که سر راهم نشست ، اين حجّت خداست ، نامه دوم :



بسم رب الشهداء و الصديقين



سلامي به گرماي آفتاب خوزستان ، و به لطافت نسيم بهاري . از اين راه دور ، براي شما نامه مي فرستم ، مدتهاست که منتظر نامه شما هستم ولي تا حالا که عازم دانشگاه اصلي هستم جوابي از شما دريافت نکردم ، البته مطمئن هستم که شما نامه ام را جواب خواهيد داد ولي وقتي که شما جواب دهيد من اميدوارم که در اين دنياي فاني نباشم .( ببينيد که مزدي که خدا به يوسف عليه السلام داد به اين بچه هم داده ، البته خدا به يوسف عليه السلام مزدش را شهادت نداد چون کار ايشان خيلي سخت از يوسف بود . يوسف عليه السلام در خانواده نبوت بزرگ شد ، اين توي يک خانواده بي دين و نفس ، خوشا آنانکه در اين صحنه خاک ، چو خورشيدي درخشيدند و رفتند ، خوشا آنانکه بذر آدميّت ، در اين ويرانه پاشيدند و رفتند.)



حدود يک هفته بعد از اين که براي شما نامه نوشتم و خواهر خوانده ام مرا به تحريک به گناه کبيره مي کند . شبي در خواب ديدم که مردي در خيابان با کت و شلواري سبز مرا ديد ، به من گفت امين برو به دانشگاه اصلي ، وقتت را تلف نکن.



من از اينکه خدا دست مرا گرفته و راهي به روي من گشوده خوشحال شدم ، حال عازم جبهه نور عليه تاريکي هستم ، البته اين نامه را به کادر دبيرستان مي دهم ، اگر خوشبختانه من شهيد شدم و بعد از شهادت من نامه شما آمد اين را برايتان پُست کنم تا از خبر شهادت من آگاه شويد ، البته من نميدانم که کثرت نامه هاي رسيده به شما موضوع نامه من را در خاطر شما پاک کرده است . همانطور که در نامه قبلي نوشته بودم ، پدر و مادر من آدمهاي درستي نيستند و رفتار و گفتار و کردارشان غربي است و خواهر خوانده ام که اين موضوع را بعد از اين که به منزل ما آمد ديد فکر کرد که من هم زود تسليم مي شوم ولي او کور خوانده است .



من مدتها با شيطان مبارزه کردم و خودم را از آلودگي حفظ کردم . ولي فکر مي کنيد من تا کي مي توانستم در مقابل اين شيطان دختر نما مقاومت کنم ؟ با توجه به خوابي که ديده بودم تصميم گرفتم که خودم را به صف عاشقان خدا پيوند بزنم و از اين دام شيطاني که جلوي پايم قرارداده است خلاصي پيدا کنم ، من مي روم اما بگذار اين دخترفاسد بماند ، من فقط خوشحالم که عازم هستم ، هيچ گناه کبيره اي ندارم براي گناهان ريز و درشت ديگرم از خداوند از خداوند طلب مغفرت مي کنم . من مي روم ولي بگذار پدر و مادرم که هر دو دکتر هستند و ادعاي تمدن مي کنند بمانند و به افکار غرب زده خود ادامه دهند اما اميدوارم که هر دو از خواب غفلت بيدار شوند ، من تا حالا به جبهه نرفتم و نمي دانم که حال و هواي آنجا چگونه است ولي اميدوارم که خداوند ما بندگان سرا پا تقصير را هم مورد لطفش قرار دهد و از شربت غرور انگيز و مست کننده شهادت هم به ما بنوشاند ، اين تنها آرزوي من است .



پدر و مادرم ! هيچ وقت براي من پدر و مادرهاي درستي نبوديد ؛ هميشه بيرون از خانه بوديد ، از صبح زود تا نيمه هاي شب ، در حال کار ، يا بيمارستانها يا در مجلس خصوصي يا در مجلسهاي فساد انگيز که من از رفتن به آنها هميشه تنفر داشتم ، هيچ وقت من ( محبت ) واقعي پدر و مادر را حس نکردم ، بعد از اين که دختر را پيش من آوردند که زندگي آرام و بدون دغدغه من را تبديل به طوفان مبارزه با گناه کردند با اين همه همانطور که گفتم من خوشحالم که به گناهي که خواهر خوانده ام من را به آن تشويق مي کردند آلوده نشدم . ضمنا از طرف من خواهشي که است اين است که به روانشناس مجله بگوئيد ه در نوشته هايتان اين موضوع را به پدر و مادرها تذکر دهند که پدر و مادران فقط اين نيست که بچه درست کنيد و بعد هم او را به اميد خدا رها کنيد ، بلکه به آنها بگوئيد پدر و مادري با محبت و متوجه به فرزند باشند ، اميدوارم که من آخرين پسري باشم که از اين اتفاقات برايش مي افتد. البته من نمي دانم که اين موضوع را روانشناس بايد بگويد يا ديگري ؟



به هر صورت اين پيام مرا به هر کس که مناسب مي دانيد برسانيد، قلبم با شنيدن کلمه شهادت تندتر مي زند و عطش پايان ناپذيري در رسيدن به اين کمال شعله مي زند ، همانطور که گفتم اگر خداوند مرا پذيرفت و شهيد شدم ، اين نامه را از طرف رئيس دبيرستان برايتان مي فرستم و اگر خداوند مرا لايق اين مقام عظيم و شايسته نديد برگشتم، من اگر نامه اي از شما دريافت کرده بودم حتما جوابش را مي دهم امّا اميدوارم که برنگردم ، چون آن وقت همان آش و همان کاسه است.



بيشتر از اين وقت شما را نمي گيرم براي من حتما دعا کنيد . در پايان آرزو مي کنم که همه انسانها مخصوصا پدر و ماد و خواهر خوانده ام از خواب غفلت بيدار شوند و رو به سوي اسلام بياورند. عرض ديگري نيست .



والسلام علي الصالحين برادرتان امين.



اين مبارزه با نفسه و اين نتيجه اش .



آنهايي که ميگن نميشه و وقتي آدم گرفتار شهوت ميشه ، محکوم ميشه .ببينيد مسئله مبارزه با نفس و مزدي که پروردگار عالم عنايت مي کند و حفظ نفس و اين درس را به ثمر نشاندند چقدر قيمت داره ، چه خبره ! بعضي ها چه توفيق عجيبي دارند ، که همه دارند و قدر نمي دونند ، چه توفيق عجيبي دارند !!



داستان اولي خيلي سوزنده و کشنده است ولي پايان عجيبي دارد . خيلي عجيبه ! خدا چه بندگاني داره ! آدم اينا رو مي بينه براي خودش غصه دار مي شه ، حسرت مي خوره پس ما کي شروع مي کنيم به حرکت کردن ؟ ما چرا مونديم؟؟



انشاالله که يه روزي بيايم بهشت زهرا خاک قبرت را ببوسيم.



» شهرام حويزه
»» نظرات ديگران ( نظر)

+ ولادت پيامبر اکرم و امام صادق(چهارشنبه 29 اسفند 1386 ساعت 12:14 صبح )

 



سخنان مقام معظم رهبرى پيرامون حضرت مهدي (عج)



* مهدى موعود (عج)  مظهر رحمت و قدرت و مظهر عدل الهى است.
* توسل و توجه و ارتباط قلبى با آن حضرت موجب عروج و رشد روحى و معنوى انسان مى شود.
* ايمان و اعتقاد به امام زمان مانع از تسليم شدن است.
* نيمه شعبان، عيد بسيار بزرگى است که جهان چشم انتظار مولود مبارک و معظم آن و بشريت تشنه رهبرى و هدايت اوست.
 وجود مقدس امام زمان وعده الهى و مصداق لطف خدا بر انسانيت و بشريت است.
 او مستوره و نمونه اى از اوليا و اصفيا و انبيا و برجسته ترين بندگان خداست.
 ملت ما بايد روح انتظار را در خود زنده کنند.
 روز ولادت مهدى موعود
(عج)  حقيقتاً روز عيد همه انسانهاى پاک و آزاده عالم است.
 امروزه وجود مقدس حضرت حجت
(عج) در ميان انسانهاى روى زمين منبع برکت علم، منبع درخشندگى، زيبايى و همه خيرات است.
 ما به زمان ظهور امام زمان
(عج)  اين محبوب حقيقى انسانها نزديک شده ايم زيرا معرفت ها پيشرفت کرده است.
ان شاءالله همه اين توفيق را پيدا کنيم که روزى در رکاب آن بزرگوار باشيم براى خدا تلاش و مجاهدت کنيم در مقابل چشم آن بزرگوار در راه خدا جانمان را از دست بدهيم و
 به فيض شهادت برسيم.



» شهرام حويزه
»» نظرات ديگران ( نظر)

+ انتظار فرج(دوشنبه 20 اسفند 1386 ساعت 3:11 عصر )

بسم الله الرحمن الرحيم و به نستعين و هو خير ناصرا و معين


با عرض سلام و عرض ادب خدمت شما دوستان عزيز از کجا بايد شرو ع کنم بنده چند بار در اين سايت وبلاگ درست کردم اما متاسفانه به علت اينکه کاربري که مي نوشتم را يادم مي رفت  ديگه نمي تونستم ادامه بدم و فقط يک بار آپ مي کردم شکر خدا ديگه اين کاربرو يادم نرفته فعلااز دوستان کمک خواسته بودم ولي متو جه بنده نمي شدن من وقتي که کاربرو مي نوشتم اهميت نمي دادم فقط هواسم به وبلاگ بود اسم وبلاگمو مي نوشتم اما سايت از من کاربر مي خواست که بنده فراموش کرده بودم خوب  ماه محرم و صفر هم تموم شد  به ايام نوروز عيد باستاني ايرانيان نزديک شديم و زودتر از ان شهادت امام حسن العسکري در پيش داريم پدر بزرگوار امام زمان حجت بن الحسن عجل الله تعالي فرجه الشريف ابن جوزي تولد امام حسن عسکري را در 231 و وفات آنحضرت را 260مينويسد و عمر امام را 29 سال در زمان خلافت المعتمدعلي الله شيخ مفيد(2)تولد امام را در مدينه 24ربيع الاول سال 232وفات آنحضرت را در سن 28در همان ماه  به هر حال عمر شريف شان در سن جواني بود پدر امام حسن عسکري امام علي النقي (الهادي)(ع)و مادر ش سوسن بود که از زنان صالح روزگار و داراي فضائل نفساني  بود به همين مناسبت از تمامي دوستدارا اهل البيت دعوت به عمل مي ايد تا در اين ختم صلوات که از امروز تا روز شهادت امام حسن العسکري ادامه دارد بزرگواران مي توانند از يک صلوات تا هر چند تا که تونستند ميتوانند بفرستند التماس دعا خدا نگهدار


» شهرام حويزه
»» نظرات ديگران ( نظر)


ليست کل يادداشت هاي وبلاگ
[3/2/1387- 2:34 ص] فرمايشات امام خميني (ره) در باره امام زمان (عج)
[25/1/1387- 4:44 ع] شهداي واقعه بمب گذاري حسينيه سيد الشهداء (ع)
[23/1/1387- 5:24 ع] http://www.atrenarges313.parsiblog.com
[29/12/1386- 12:14 ص] ولادت پيامبر اکرم و امام صادق
[20/12/1386- 3:11 ع] انتظار فرج
 RSS 
 Atom 

بازديدهاي امروز: 3  بازديد
بازديدهاي ديروز: 4  بازديد
مجموع بازديدها: 1217  بازديد
[ صفحه اصلي ]
[ وضعيت من در ياهو ]

[ پست الکترونيک ]
[ پارسي بلاگ ]
[ درباره من ]

» پيوندهاي روزانه«
» لينک دوستان من«
» لوگوي دوستان من«

» موسيقي وبلاگ«
» اشتراک در خبرنامه«

نام:

ايميل: