فرمايشات امام خميني (ره) در باره امام زمان (عج)
شما الان تحت نظر خدا و تحت نظر امام زمان (سلام الله عليه) هستيد، ملائکه ، شما را مراقبت مي کنند، نامه اعمال شما را به امام زمان (عليه السلام) عرضه مي دارند.
شايد اين وصفي که براي حضرت صاحب (سلام الله عليه) ذکر شده است دنبال همين آيه شريفه که مي فرمايد که:
« قل انما اعظکم بواحدة أن تقوموا لله مثني و فرادي »
دنبال همين معنا باشد که همه بايد قيام بکنيم، قيام واحد که بالاترين قيام همان آن شخص واحداست و همه قيام ها بايد دنبال آن قيام باشد و قيام لله باشد.
مي گويند «والعصر ان الانسان لفي خسر» عصر، انسان کامل است، امام زمان (سلام الله عليه) است يعني عصاره همه موجودات. قسم به عصاره همه موجودات يعني قسم به انسان کامل
« ان الانسان لفي خسر»
حالا ببينيد که تحت مراقبت هستيد. نامه اعمال ما مي رود پيش امام زمان (سلام الله عليه) هفته اي دو دفعه، به حسب روايت; من مي ترسم ما که ادعاي اين را داريم که تبع اين بزرگوار هستيم، شيعه اين بزرگوار هستيم، اگر نامه اعمال را ببيند و مي بيند تحت مراقبت خداست نعوذ بالله شرمنده بشود. شما اگر يک فرزندتان خلاف بکند شما شرمنده مي شويد، اگر اين نوکر شما خلاف بکند شما شرمنده ايد. در جامعه آدم شرمنده مي شود که پسرش اين کار را کرده يا نوکرش اين را کرد يا اتباعش اين کار را کرده. من خوف دارم که کاري بکنيم که امام زمان (سلام الله عليه) پيش خدا شرمنده بشود. نکند يک وقت خداي نخواسته يک کاري از ماها صادربشود که وقتي نوشته برود، نوشته هائي که ملائکة الله مراقب ما هستند، رقيب هستند، هر انساني رقيب دارد و مراقبت مي شود، ذره هائي که بر قلب هاي شما مي گذرد رقيب دارد، چشم ما رقيب دارد، گوش ما رقيب دارد، زبان ما رقيب دارد، قلب ما رقيب دارد. کساني که مراقبت مي کنند اينها را، نکند که خداي نخواسته از من و شما و ساير دوستان امام زمان (سلام الله عليه) يک وقت چيزي صادر بشود که موجب افسردگي امام زمان (سلام الله عليه) باشد. مراقبت کنيد از خودتان، پاسداري کنيد از خودتان. اگر بخواهيد اين پاسداري شما، در دفتري که پاسداران صدر اسلام در او ثبت است در آن دفاتر ثبت بشود، همانطور که آنهاپاسداري مي کردند از خودشان، شما هم از خودتان پاسداري کنيد تا ثبت بشود آنجا. در بعضي روايات که من حالا نمي دانم صحت و سقمش را، هست که يکي از چيزهاي مستحب اين است که مومنين در حال انتظار اسلحه هم داشته باشند، اسلحه مهيا، نه اينکه اسلحه را بگذارند کنار و بنشينند منتظر، اسلحه داشته باشند براي اينکه با ظلم مقابله کنند، با جور مقابله کنند. تکليف است، نهي از منکر است، به همه ما تکليف است که بايد مقابله کنيم با اين دستگاه هاي ظالم خصوصا دستگاه هائي که با اساس مخالفند. مبادا يک وقتي نامه عمل شما برود پيش امام زمان (سلام الله عليه) و آنجا گفته بشود به امام زمان که اين پاسدارهاي شما، و ايشان سرشکسته بشوند ، آقا مساله مهم است. قضيه، قضيه کشت و کشتار نيست، قيام و نهضت ما، نهضت يک رژيم طاغوتي نيست، قيام و نهضت ما يک نهضت انساني است، يک نهضت اسلامي است، ما به کتاب و سنت مي خواهيم عمل بکنيم، شما به کتاب و سنت بايد عمل بکنيد. از خداوند تعالي مسئلت مي کنم که ظهور ولي عصر (سلام الله عليه) را نزديک فرمايد و چشم هاي ما را به جمال مقدسش روشن. ما همه انتظار فرج داريم و بايد در اين انتظار، خدمت کنيم. انتظار فرج، انتظار قدرت اسلام است و ما بايد کوشش کنيم تا قدرت اسلام در عالم تحقق پيدا بکند و مقدمات ظهور انشاء الله تهيه بشود. وقتي نامه هاي ما را بردند پيش امام زمان (سلام الله عليه) (در روايات هست که هر هفته مي برند ، هفته اي دو دفعه) وقتي که مي برند، اعمال ما جوري باشد که نمايش از اين بدهد که ما تابعيم، ما آنطور نيست که خودسر بخواهيم يک کاري را انجام بدهيم. من خيلي ناراحت گاهي مي شوم از اينکه مثلا امام عصر (سلام الله عليه) را مي گويند سلطان السلاطين، خليفه الله است. شما بدانيد که اگر امام زمان (سلام الله عليه) حالا بيايد، باز اين قلم ها مخالفند با او. بايد ما بگوئيم که عيد شعبان، عيد تولد حضرت مهدي (سلام الله عليه) بزرگترين عيد است براي تمام بشر... وقتي که ايشان ظهور کنند انشاء الله (خداوند تعجيل کند در ظهور او) تمام بشر را از انحطاط بيرون مي آورد، تمام کجي ها را راست مي کند... ايشان مامورند براي اينکه تمام اين کجي ها را مستقيم کنند و تمام اين انحرافات را برگردانند به اعتدال که واقعا صدق بکند يملأ الارض عدلاً بعد ما ملئت جورا از اين جهت اين عيد، عيد تمام بشر است، بعد از اينکه آن اعياد، اعياد مسلمين است اين عيد، عيد تمام بشر است، تمام بشر را ايشان هدايت خواهند کرد انشاء الله و ظلم و جور را از تمام روي زمين بر مي دارند به همان معناي مطلقش. به ما اين وعده را داده اند که در يک وقتي که امام زمان (سلام الله عليه) ظهور کند، اين اختلافات از بين مي رود و همه برادروار با هم هستند. قضيه غيبت حضرت صاحب، قضيه مهمي است که به ما مسائلي مي فهماند من جمله اينکه براي يک همچو کار بزرگي که در تمام دنيا عدالت به معناي واقعي اجرا بشود در تمام بشر نبوده کسي الامهدي موعود (سلام الله عليه) که خداي تبارک و تعالي او را ذخيره کرده است براي بشر آن کسي که به اين معنا موفق خواهد شد و عدالت را در تمام دنيا اجر خواهد کرد، نه آن هم اين عدالتي که مردم عادي مي فهمند که فقط قضيه عدالت در زمين براي رفاه مردم باشد بلکه عدالت در تمام مراتب انسانيت، انسان اگر هر انحرافي پيدا کند، انحراف عملي، انحراف روحي،
انحراف عقلي،برگرداندن اين انحرافات را به معناي خودش اين ايجاد عدالت است درانسان،اگر اخلاقش اخلاق منحرفي باشد، از اين انحراف وقتي به اعتدال برگردد اين عدالت دراو تحقق پيدا کرده است.اگر در عقائد يک انحرافاتي و کجي هايي باشد، برگرداندن آن عقايد کج به يک عقيده صحيح وصراط مستقيم،اين ايجاد عدالت است درعقل انسان.در زمان ظهور مهدي موعود (سلام الله عليه) که خداوندذخيره کرده است او را از باب اينکه هيچ کس در اولين و آخرين، اين قدرت برايش نبوده است و فقط براي حضرت مهدي موعود بوده است که تمام عالم را، عدالت را در تمام عالم گسترش بدهد و آن چيزي که انبيا موفق نشدند به آن با اينکه براي آن خدمت آمده بودند،خداي تبارک و تعالي ايشان را ذخيره کرده است که همان معنايي که همه انبيا آرزو داشتند، لکن موانع اسباب اين شد که نتوانستند اجرا بکنند و همه اوليا آرزو داشتند و موفق نشدند که اجرا بکنند، به دست اين بزرگوار اجرا بشود..... اگر مهدي موعود هم مثل ساير اوليا به جوار رحمت حق مي رفتند، ديگر در بشر کسي نبوده است که اين اجراء عدالت را بکند، نمي توانسته و اين يک موجودي است که ذخيره شده است براي يک همچو مطلبي. من نميتوانم اسم رهبر روي ايشان بگذارم،بزرگترازاين است،نميتوانم بگويم که شخص اول است براي اينکه دوميدرکار نيست، ايشان رانمي توانيم ما با هيچ تعبيري تعبيرکنيم الا همينکه مهدي موعود است،آني است که خدا ذخيره کرده است براي بشر. چه مبارک است ميلاد بزرگ شخصيتي که برپا کننده عدالتي است که بعثت انبيا (عليهم السلام) براي آن بود و چه مبارک است زاد روز ابرمردي که جهان را از شر ستمگران و دغلبازان تطهير مي نمايد و زمين را پس از آنکه ظلم و جور آن را فرا گرفته پر از عدل و داد مي نمايد و مستکبران جهان را سرکوب و مستضعفان جهان را وارثان ارض مي نمايد. و چه مسعود و مبارک است روزي که جهان از دغلبازي ها و فتنه انگيزي ها پاک شود و حکومت عدل الهي بر سراسر گيتي گسترش يابد و منافقان و حيله گران از صحنه خارج شوند و پرچم عدالت و رحمت حق تعالي بر بسيط زمين افراشته گردد و تنها قانون عدل اسلامي بر بشريت حاکم شود و کاخ هاي ستم و کنگره هاي بيداد فرو ريزد و آنچه غايت بعثت انبيا (عليهم صلواه الله) و حاميان اوليا (عليهم السلام) بوده تحقق يابد و برکات حق تعالي بر زمين نازل شود و قلم هاي ننگين و زبان هاي نفاق افکن شکسته و بريده شود و سلطان حق تعالي بر عالم پرتو افکن گردد و شياطين و شيطان صفتان به انزوا گرايند و سازمان هاي دروغين حقوق بشر از دنيا بر چيده شوند و اميد است که خداوند متعال آن روز فرخنده را به ظهور اين مولود فرخنده هر چه زودتر فرا رساند و خورشيد هدايت و امامت را طالع فرمايد. دست عنايت خداي تبارک و تعالي به سر اين ملت کشيده شده است و ايمان آنها را تقويت فرموده است که يکي از علائم ظهور بقيه الله اروحنا فداه است. و در حکومت عدل بقيه الله هم عدالت جاري مي شود، لکن حب هاي نفساني در بسياري از قشرها باقي است و همان حب هاي نفساني است که بعضي روايات هست که حضرت مهدي (سلام الله عليه) را تکفير مي کنند. درزمان حضرت صاحب (سلام الله عليه) هم که ايشان با تمام قدرت مي خواهند عدل را اجرا نمايند،با اين ترتيب نميشودکه هيچ کس حتي خلاف پنهاني هم نکند.و بالاخره همان ها هم که مخالف هستند حضرت صاحب را شهيد ميکنند. آنان به يقين مورد تقدير ناجي بشريت وبر پا کننده عدل الهي درسراسر گيتي روحي لتراب مقدمه الفداء مي باشند. مهدي منتظر در لسان اديان و به اتفاق مسلمين از کعبه ندا سر مي دهد و بشريت را به توحيد مي خواند. چه بسا که اين تحول و دگرگوني، در مشرق زمين و سپس در مغرب و اقطار عالم تحقق يابد «وليس من الله بمستنکر» که دهر را در ساعتي بگنجاند و جهان را به مستضعفان، اين وارثان ارض بسپارد و آفاق را به جلوه الهي ولي الله الاعظم صاحب العصر ارواحنا له الفداء روشن فرمايد و پرچم توحيد و عدالت الهي را در عالم بر فراز کاخ هاي سپيد و سرخ مراکز ظلم و الحاد و شرک به اهتزاز در آورد. «وما ذلک علي الله بعزي». و من اميدوارم که انشاء الله برسد روزي که آن وعده مسلم خدا تحقق پيدا کند و مستضعفان مالک ارض بشوند. اين مطلب وعده خداست و تخلف ندارد، منتها آيا ما درک کنيم يا نکنيم، آن به دست خداست. ممکن است در يک برهه کمي وسايل فراهم بشود و چشم ما روشن بشود به جمال ايشان. اين چيزي که ما در اين وقت، در اين عصر وظيفه داريم، اين مهم است. همه انتظار داريم وجود مبارک ايشان را، لکن با انتظار تنها نمي شود، بلکه با وضعي که بسياري دارند، انتظار نيست. اينهايي که مي گويند که هر علمي بلند بشود و / هر حکومتي / خيال کردند که هر حکومتي باشد اين بر خلاف انتظار فرج است، اينها نمي فهمند چي دارند مي گويند... ما اگر فرض مي کرديم دويست تا روايت هم در اين باب داشتند، همه را به ديوار مي زديم براي اين که خلاف آيات قرآن است. اگر هر روايتي بيايد که نهي از منکر را بگويد نبايد کرد، اين را بايد به ديوار زد، اين گونه روايت قابل عمل نيست. يک دسته ديگري بودند که انتظار فرج را مي گفتند اين است که ما کار نداشته باشيم به اين که در جهان چه مي گذرد، بر ملت ها چه مي ذرد، بر ملت ما چه مي گذرد، به اين چيزها ما کار نداشته باشيم ما تکليف هاي خودمان را عمل مي کنيم، براي جلوگيري از اين امور هم خود حضرت بيايندانشاء الله درست ميکنند ديگر ماتکليفينداريم،تکليف ما همين است که دعا کنيم ايشان بيايند وکاري به کارآنچه دردنياميگذرد يا درمملکت خودمان ميگذرد نداشته باشيم اينها هم يک دسته اي،مردمي بودندکه صالح بودند.
يک دسته اي مي گفتند که خوب بايد عالم پرمعصيت بشود تا حضرت بيايد ما بايد نهي از منکر نکنيم، امر به معروف هم نکنيم تا مردم هر کاري مي خواهند بکنند، گناه ها زياد بشود که
فرج نزديک بشود. يک دسته اي از اين بالاتر بودند مي گفتند بايد دامن زد به گناه ها، دعوت کرد مردم را به گناه تا دنيا پر از جور و ظلم بشود و حضرت (سلام الله عليه) تشريف بياورند. اين هم يک دسته اي بودند که البته در بين اين دسته منحرف هايي هم بودند، اشخاص ساده لوح هم بودند، منحرف هايي هم بودند که براي مقاصدي به اين دامن مي زدند. يک دسته ديگري بودند که مي گفتند که هر حکومتي اگر در زمان غيبت محقق بشود، اين حکومت باطل است و بر خلاف اسلام است. آنها مغرور بودند، آنهايي که بازيگر نبودند مغرور بودند به بعض رواياتي که وارد شده است بر اين امر که هر علمي بلند بشود قبل از ظهور حضرت، آن علم، علم باطل است آنها خيال کرده بودند که نه، هر حکومتي باشد، در صورتي که آن روايات که هر کس علم بلند کند علم مهدي، به عنوان مهدويت بلند کند... ما اگر دستمان ميرسيد قدرت داشتيم بايد برويم تمام ظلم وجورها را از عالم برداريم،تکليف شرعي ماست منتها ما نميتوانيم: ايني که هست اين است که حضرت عالم را پرميکند از عدالت، نه شما دست برداريد از اين تکليفتان، نه اينکه شما ديگر تکليف نداريد. و لهذا مي بينيد فساد در آن وقت بود و حالا هم هست و تا آخر هم خواهد بود بله، در زمان حضرت صاحب (سلام الله عليه) حکومت واحد مي شود، قدرت حکومت... عدالت يک عدالت اجتماعي در همه عالم مي آيد اما نه اين که انسان ها بشوند يک انسان ديگر، انسان ها همان ها هستند که يک دسته شان خوبند، يک دسته شان بد، منتها آنهايي که بد هستند ديگر نمي توانند که کارهاي خلاف بکنند. يکي مي خواهد که بيايد احياء کند اين افکار را و من اميدوارم که انشاء الله حضرت بقيه الله زودتر تشريف بياورند و اين طبيب واقعي بشر، با آن دم مسيحائي خود اصلاح کند اينها را. روز جمعه به وليّ امر (عج) ، متعلّق است. فقها از طرف امام (عليه السلام) حجت بر مردم هستند. کسي که در زمان حضرت صاحب (عج) باشد و با نواب اربعه روابط داشته باشد و به حضرت نامه بنويسد و جواب دريافت کند به اين موضوع توجه دارد که در فراگرفتن مسائل به چه اشخاص بايد رجوع کرد. اسحاق بن يعقوب نامه اي براي حضرت ولي عصر (عج) مي نويسد و از مشکلاتي که برايش رخ داده سؤال ميکند،ومحمد بن عثمان عمري ـ نماينده آن حضرت ـ نامه را ميرساند.جواب نامه به خط مبارک صادر ميشود که... در حوادث وپيشامدها به راويان حديث ما رجوع کنيد، زيرا آنان حجت من برشمايند و من حجت خدايم... از غيبت صغري تا کنون که هزار و چند صد سال مي گذرد و ممکن است صد هزار سال ديگر بگذرد و مصلحت اقتضا نکند که حضرت تشريف بياورد، در طول اين مدت مديد احکام
اسلام بايد زمين بماند و اجرا نشود؟ و هر که هر کاري خواست بکند؟ هرج و مرج است؟! قوانيني که پيغمبر اسلام در راه بيان و تبليغ و نشر و اجراي آن بيست و سه سال زحمت طاقت فرسا کشيد فقط براي مدت محدودي بود؟ آيا خدا اجراي احکامش را محدود کرد به دويست سال؟ و پس از غيبت صغري اسلام ديگر همه چيزش را رها کرده است؟ اعتقاد به چنين مطالبي يا اظهار آنها بدتر از اعتقاد و اظهار منسوخ شدن اسلام است. معناي نداشتن حکومت اين است که تمام حدود و ثغور مسلمين از دست برود، و ما با بي حالي دست روي دست بگذاريم که هر کاري مي خواهند بکنند؟ و ما اگر کارهاي آنها را امضاء نکنيم رد نمي کنيم. آيا بايد اينطور باشد؟ يا اين که حکومت لازم است و اگر خدا شخص معيني را براي حکومت در دوره غيبت تعيين نکرده است لکن آن خاصيت حکومتي را که از صدر اسلام تا زمان حضرت صاحب (عج) موجود بود براي بعد از غيبت هم قرار داده است.
نام: | |
ايميل: | |
